سيد علي اكبر قرشي

192

قاموس قرآن ( فارسي )

پسر خوانده هايشان مشكلى نباشد . و نيز آيه آمد كه خداوند پسر خوانده ها را پسران شما نميداند و زنان آنها مثل زنان پسران صلبى حرام نيستند اين كارى است كه شما در آورده‌ايد * ( « وَما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَالله يَقُولُ الْحَقَّ . . . » ) * احزاب : 4 . در مجمع نقل شده كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله زيد را بسيار دوست ميداشت و اگر در آمدن پيش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تأخير ميكرد حضرت بخانهء او ميامد روزى به منزل زيد آمد . ديد زن او زينب در وسط حجره عطر آماده مىكند حضرت چون او را ديد فرمود « سبحان اللَّه خالق النور تبارك اللَّه احسن الخالقين » آنگاه برگشت . زيد به خانه آمد زينب قصّه را به او حكايت كرد ، زيد گفت مثل اينكه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به تو مايل شده حاضرى طلاقت دهم تا او تو را براى خود عقد كند ؟ گفت : ميترسم تو طلاقم دهى او هم عقدم نكند زيد پيش آنحضرت آمد . . . تا آيهء * ( « وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ الله عَلَيْه . . . » ) * نازل شد . زمخشرى آن را با كمى تفاوت نقل مىكند بيضاوى نيز آن را در تفسير خود آورده است ابن كثير بدان اشاره كرده و گويد مطلب ركيكى است خوش نداشتم نقل كنم . در الميزان از تفسير قمى و در منثور نقل شده . ناگفته نماند : اين نقل بسيار بعيد و از ساحت مقدس آن بزرگوار بدور است ماجراى زيد و زنش در سورهء احزاب از آيهء 36 تا 40 نقل شده است علت اين ازدواج آن بود كه مردم زن پسر خوانده را مانند زن پسر صلبى ندانند و آن سنت ناحق بدست آنحضرت از بين برود كه فرموده * ( « زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ » ) * . مورد اشتباه بعضى اين جمله است * ( « أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ الله وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا الله مُبْدِيه وَتَخْشَى النَّاسَ وَالله أَحَقُّ أَنْ تَخْشاه . . . » ) * يعنى بزيد ميگفتى زنت را براى خود نگه دار و